ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 129
تاريخ رشيدى ( فارسي )
بنابراين در اينجا شهرى پديد نمىآمد ، مگر آنكه شهرهايى كه از قبل موجود بوده عنقريب رو به ويرانى نهد . اما نويسندگان مسلمان كه هميشه در استعمال واژههاى مربوط به « شهر » و « كشور » ، و حتى « ملت » اشتباه كردهاند ، بعيد است فرقى ميان يك شهر دائمى و مركب از ساختمانها ، و يك اردوگاه فراهم آمده از چادرهاى نمدى ، فرقى قائل شوند . ميرزا حيدر در چندين مورد از شهرهاى مغولستان فقط با عنوان خرابه نام مىبرد و بر اين نكته صراحت مىورزد . هرچند كه تنها تصور منطقى اين است كه فرض كنيم وى حداقل مىتوانسته در ضمن سخنان خود از شهرهاى موجود ذكرى به ميان آورد و حتى به توصيف شهرهاى آلتى شهر بپردازد . « اول » ، يا مجموعهاى از چادرهاى نمدى ، بدون نظم يا بدون هرگونه منظور دائمى ، در كنار رودخانه برپا مىشد و احتمالا در دوره مورد نظر در مركز مناطقى قرار مىگرفت كه ضمن دسترسى به مرتع ، نزديكترين راه به شهر نيز بوده باشد . در اين ناحيه احتمالا ساختمان مربع يا مستطيلى شكلى از آجرهاى گلى قهوهاى رنگ وجود داشته كه با دمهاى گاوان تبتى ، سرهاى بزكوهى ، و رشتههاى باريك ، پرچمهاى رنگى تزيين مىيافته و به احتمال نشانه اردويى مخصوص ، يا تالار بار عام و محل اقامت رئيس بوده كه چادرهاى گنبدى شكلى از تركه جگن در اطراف آن پراكنده شده و با قطعههاى نمد - تماما سياه و چرب - پوشانده شده بود و زنان قبيله هر لحظه آماده بودند كه آنها را بخوابانند و همراه ديگر لوازم خانگى بستهبندى نموده بر پشت شتران بگذارند . در آنجا نشانى از دژها ، حصارها ، يا خيابانها نمىتوانسته وجود داشته باشد . هنگام روز پشكل خشك شده گوسفند زمين محل استقرار اردو را تا عمق يك پا مىپوشاند ، اين پشكل كه به وسيله باد غربى در هوا مىچرخيد مىتوانست درهاى به وسعت يك ميل را با بوى زنندهء خود پرساخته و همه چيز ، حتى سطح رودخانه را با لايهاى از سياهى بپوشاند . هنگام عصر ، اين فرش نامطبوع تحت فشار هزاران گوسفندى قرار مىگرفت كه از درههاى تنگ مجاور و در دستههاى انبوه حركت داده مىشدند . گلهها تا هنگام شب معمولا از هم جدا نمىگشتند و در پشت سر آنها قطارى طولانى از شترهاى زانوزده با افسارهاى طنابى ، و خيل در هم برهمى از